تبلیغات
جزیره انیمیشن - داستان کابوس3
کارتون ها رویا هستند و رویا ها عضوی از وجود ما...

داستان کابوس3

شنبه 5 تیر 1395 08:36 ب.ظ

نویسنده : ✴ Anima ✴
ارسال شده در: کتاب خانه ، my little pony ،


-خودمم.

کابوس کمی ارام گرفت که ناگهان سلستیا از راه رسید.

-اون باید نابود بشه!

کابوس دوباره حالت دفاعی به خود گرفت.

سلستیا هم مهلت نداد و با عناصرتعادل به سمت کابوس جادو زد لونا با یک آیینه جلوی جادوپرید و ان را به سمتی دیگر منحرف کرد.

-معنی این کارا چیه لونا؟!

-نمی ذارم دوستم رو نابود کنی.

-مجبورم نکن دوتاتون رو باهم نابود کنم.

-اگر قراره کابوس ماه به خاطر من نابود بشه ترجیح می دم خودم خودم رو نابود کنم.

  -هیچ کس قرار نیست نابود بشه ما از این جا می ریم.

ان ها به جنگل رفتند تا وقتی که دوران حکومت سلستیا تمام شود.

-راستی اسم من لوناست دیگه کابوس ماه نیستم.

-لونا؟! ... اسم قشنگیه!

در همین لحظه...

  • -پرنسس لونا شما این جا اید؟

 

 

-تو که با کابوس کاری نداری؟

-نه من و دوستام اومدیم تا به شما کمک کنیم.

-هوا داره تاریک می شه بهتره برای امشب چوب جمع کنیم.

ان ها برای جمع کردن چوب راه افتادند و هر کدام به سمتی رفتند.

-دیگه بهتره برگردم.

-کجا با این عجله؟

-دارکنس!!!




این داستان ادامه دارد...

/post/4#commentlist

ابزار امتیاز دهی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 08:41 ب.ظ



princess luna & nightmare moon