تبلیغات
جزیره انیمیشن - داستان کابوس12
کارتون ها رویا هستند و رویا ها عضوی از وجود ما...

داستان کابوس12

جمعه 11 تیر 1395 04:10 ب.ظ

نویسنده : ✴ the princess of darkness ✴
ارسال شده در: کتاب خانه ، my little pony ،

20 دقیقه بعد روبه روی دروازه اخر...
لونا در فکر فرو رفته بود.
اسکوارلا:چیزی شده لونا؟
لونا: این ها ازمون های عناصر بودن! دروازه اول عنصر صداقت،دروازه دوم عنصر لبخند، دروازه سوم عنصر وفاداری، دروازه چهارم عنصر مهربانی، دروازه پنجم هم که عنصر بخشندگی بود! پس دروازه بعدی باید عنصر جادو باشه!
کابوس نوشته روی دروازه اخر را خواند: گر وارد شوی دگر بر نخواهی گشت تاریکی در انتظار توست

اسکوارلا با اخم به دروازه اخر خیره شده بود.
اسکوارلا: توی این دروازه باید با دارکنس مبارزه کنیم!
لونا: عناصر تعادل هم نمی تونن دارکنس رو شکست بدن اون وقت ما بتونیم؟!
کابوس: اره دارکنس خودش به تنهایی همه پونی ها رو حریفه!
اسکوارلا:نه پس لایتنس چی؟
کابوس:به جز اون. چون قدرتشون هم اندازه است.
لونا:به جای حرف زدن بیاین بریم داخل بعدا هم می تونیم حرف بزنیم!
کابوس: اما اگر زنده بمونیم.
اسکوارلا و لونا با ناراحتی به هم نگاهی انداختند ان گاه هر سه وارد دروازه اخر شدند.




این داستان ادامه دارد...

ببخشید باید برم بقیه اش رو بعدا می ذارم^_^




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



princess luna & nightmare moon