تبلیغات
جزیره انیمیشن - داستان کابوس19
کارتون ها رویا هستند و رویا ها عضوی از وجود ما...

داستان کابوس19

چهارشنبه 27 مرداد 1395 12:48 ق.ظ

نویسنده : ✴ the princess of darkness ✴
ارسال شده در: کتاب خانه ، my little pony ،

و به این ترتیب ان ها وارد خانه شدند.
خانه سرد و تاریک بود.
کاملا خالی از وسایل.
تنها چیزی که در ان خانه خالی دیده می شد قاب عکسی از چهره یک انسان سفید پوست بود.
موهای سیاهش روی صورت سفیدش ریخته بود و تا زانو هایش می رسید.
لباس سفید بلندی داشت که او را بسیار لاغر و دراز نشان می داد.
سمت راست خانه دری چوبی قرار داشت که به نظر دست شویی خانه بود.
در کنار ان دری دیگر بود که به اشپزخانه راه داشت.
کاشی های اشپزخانه جرم گرفته بود.
لایه های گرد و غبار اشپزخانه را پوشانده بود.
در سمت چپ دست شویی راه رویی قرار داشت که گوشه سمت راست خانه بود.
در راه رو دو اتاق سمت چپ و یکی سمت راست بود.
در اخر راه رو نیز در اهنی کهنه و زنگ زده ای وجود داشت اما در های دیگر مثل خود خانه از چوب بودند.
سمت چپ گوشه خانه نیز راه پله ای وجود داشت.
اول مستقیم به جلو می رفت بعد پیچی به سمت راست و سپس بالا می رفت.
کابوس به دقت اطراف را وارسی کرد سپس مشعلی روی دیوار یافت و ان را روشن کرد.
چیزی در اشپزخانه توجه رینبودش را جلب کرد.
یعنی درست می دید؟
چاقویی خونی!
درست گوشه دیوار در اشپزخانه!
رد خونی از کنار چاقو تا دریچه ای مخفی که ظاهرا به زیرزمین راه داشت کشیده می شد.
رینبودش نفسش را حبس کرد و با شدت بیرون داد.
اما همین که دهان باز کرد تا موضوع را به دیگران بگوید صدایی او را در جا میخکوب کرد.
صدای راه رفتن بسیار ارامی که درست از بالای سرشان می امد.
درست از طبقه بالا!
صدا کم کم به اخر خانه نزدیک شد.
چند ثانیه بعد سایه ای در اخر راه پله پدیدار شد...


این داستان ادامه دارد...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 مرداد 1395 12:02 ب.ظ



princess luna & nightmare moon