تبلیغات
جزیره انیمیشن - داستان کابوس10
کارتون ها رویا هستند و رویا ها عضوی از وجود ما...

داستان کابوس10

چهارشنبه 9 تیر 1395 11:36 ب.ظ

نویسنده : ✴ one persone of all ✴
ارسال شده در: کتاب خانه ، my little pony ،

در همین لحظه پای لونا لیز خورد و افتاد کابوس با حرکتی سریع دست لونا را گرفت.
کابوس:پرواز کن!
لونا:نمی تونم بالم باز نمی شه!
کابوس:از جادوت استفاده کن!
لونا:جادوم کار نمی کنه!
کابوس:پس چی کار کنم!
دارکنس:ما به تو می گیم چه کار کنی.
کابوس:شما این جا چی کار...
اما با چشم غره ای که دارکنس به او زد حرفش را قورت داد و کمی مِن و مِن کرد و گفت
-یعنی شما پرنسس دارکنس هستید؟!
لونا با تعجب نگاهش را به چشمان کابوس دوخت. چشمانش داد می زد که دروغ می گوید. لونا همان طور که به چشمان کابوس نگاه می کرد در دل گفت:چی رو از من مخفی می کنه؟
دارکنس ادامه داد...
-این جا جادو کار نمی کنه هیچ کس هم نمی تونه این جا پرواز کنه. ما دو راه به تو پیشنهاد می کنیم اول به کمک ما از این جا فرار می کنی اما بدون لونا. دوم همین جا پیش لونا می مونی تا راهی پیدا کنی.
در حالی که پشتش را به کابوس می کرد و از ان جا دور می شد گفت:البته اگر راهی پیدا کنی.
کابوس نگاهی به لونا و نگاهی به دارکنس انداخت دارکنس با چشم اشاره ای به لونا کرد و لبخند پلیدی که به زور احساس می شد روی لبانش نقش بست.
کابوس:لونا من تنهات نمی ذارم.
دارکنس:باشه...
سپس با انفجاری سیاه و اتشین ناپدید شد.
مواد مذاب به سرعت بالا می امدند و هیچ کدام امیدی به زندگی نداشتند تا این که...
لونا:ای سوختم! پام! پام!
کابوس سریع جستی به هوا زد.
کابوس:یه فکری دارم خودت رو تاب بده!
لونا:همینه!
لونا خودش را تاب داد و توانست با زحمات فراوان بالا بیاید.
لونا:حالا چی؟
کابوس:اون جا!
لونا:چیه؟
کابوس:کلید! اونجاست!
هر دو با سرعت به سمت کلید می دویدند که زمین بین ان ها و کلید خراب شد.
کابوس:اوه نه!
مواد مذاب به سطح زمین رسید.
لونا:پاهام داره ذوب می شه!
کابوس لونا را روی دوش خود گرفت-کلید هم داره ذوب می شه!
کابوس نگاهی دقیق به کلید انداخت درستش می کنم.
لونا که بر دوش کابوس سوار بود نگاهی به پاهای کابوس انداخت که تا زانو در مواد مذاب فرو رفته بود.
لونا:اصلا حسی نداری؟!
کابوس:نمی دونم چرا؟ ولی نه حس خاصی ندارم.
کابوس مواد مذاب را سرد کرده و کلید را که شکل ان را در ذهنش هک کرده بود ساخت.
کابوس:اینه!
همه جا سفید شد و ان ها دوباره جلوی شش تا دروازه ظاهر شدند.



این داستان ادامه دارد...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 تیر 1395 11:37 ب.ظ



princess luna & nightmare moon